افراد معتبر و متخصص معمولاً زمانی وارد یک رقابت سازمانی میشوند که تصور کنند فرصتی واقعی برای انتخابشدن دارند. اما اگر ترجیح اصلی پیش از آغاز فرایند شکل گرفته باشد، حضور این افراد ممکن است کارکرد دیگری نیز پیدا کند.
آنان با دانش، سابقه و اعتبار خود وارد رقابت میشوند؛ حضورشان رقابت را جدیتر نشان میدهد، اعتماد به فرایند را افزایش میدهد و در نهایت میتواند به مشروعیت بیشتر نتیجه کمک کند.
نکته مهم این است که الزاماً نیازی به وعده مستقیم وجود ندارد. گاهی کافی است فرد باور کند: «من واقعاً شانس انتخابشدن دارم.»
در چنین شرایطی، امید دیگر فقط یک انگیزه فردی نیست؛ ممکن است به منبعی برای جذب مشارکت و اعتبار تبدیل شود.
اگر فرد معتبر از ابتدا بداند که نتیجه یا ترجیح اصلی پیشتر شکل گرفته است، آیا باز هم وارد رقابت خواهد شد؟ اگر پاسخ منفی باشد، باید نقش عدم تقارن اطلاعات را نیز بررسی کنیم.
شاید برای مشروعیتبخشی به یک نتیجه از پیش شکلگرفته، حضور افراد معتبر بهتنهایی کافی نباشد؛ بلکه لازم باشد آنان باور داشته باشند که فرایند هنوز باز است. اینجاست که «امید به انتخابشدن» از یک احساس فردی به متغیری مهم در تحلیل تصمیمگیری سازمانی و تولید مشروعیت تبدیل میشود.
