در ظاهر، همهچیز طبیعی است: فراخوان یا فرایند رسمی وجود دارد، چند گزینه یا نامزد حضور دارند، افراد معتبر وارد رقابت میشوند، ارزیابی انجام میشود و در نهایت یک نفر یا یک گزینه انتخاب میشود.
اما اگر ترجیح اصلی پیش از آغاز این فرایند شکل گرفته باشد، باید پرسید کارکرد واقعی این سازوکار چیست؟
در چنین وضعیتی، فرایند رسمی ممکن است بهتدریج از یک «سازوکار انتخاب» به یک «سازوکار مشروعیتسازی» تغییر کارکرد دهد.
حضور افراد معتبر در اینجا اهمیت ویژهای پیدا میکند. اعتبار آنان میتواند ناخواسته به اعتبار فرایند منتقل شود؛ رقابت، واقعی به نظر برسد؛ تعدد گزینهها، امکان انتخاب را القا کند؛ و اجرای کامل تشریفات، نتیجه نهایی را طبیعی و قابلپذیرش جلوه دهد.
بنابراین پرسش دوم ما از پرسش اول عمیقتر است:
این فرضیه هنوز به معنای نفی اعتبار افراد شرکتکننده یا ادعای صوریبودن هر فرایند انتخاب نیست. موضوع پژوهش ما افراد نیستند؛ سازوکار مدیریتی است که تحت شرایط خاص میتواند اعتبار افراد، تشریفات رسمی و ظاهر رقابت را به منابع تولید مشروعیت برای یک تصمیم از پیش شکلگرفته تبدیل کند.
این همان نقطهای است که باید وارد ادبیات علمی مشروعیت سازمانی، گسست میان ساختار رسمی و عمل واقعی، مدیریت برداشت و تصمیمگیری سازمانی شویم و ببینیم نظریههای موجود تا کجا این پدیده را توضیح دادهاند و دقیقاً از کجا دیگر برای توضیح مدل ما کافی نیستند.
